چرا تنهام

خدایا می خواستم زندگی کنم راهم را بستند 

ستایش کردم گفتند خرافات است

عاشق شدم گفتند دروغ است

گریستم گفتند بهانست 

خندیدم گفتند دیوانست 

می خواهم پیاده شوم دنیا را نگه دارید 

 


فقط تو

تنها تو نگاهم کن

آنگاه دل به تو خواهم داد

تنها تو صدايم کن

آنگاه تمامي وجودم نام تو را زمزمه خواهد کرد

تنها تو يادم کن

آنگاه با تو خواهم بود

با تو خواهم ماند

با تو خواهم خواند

آنگاه با تو مي گريم با تو مي خندم

و در درياي پر تلاطم قلبت چون قطره اي نا چيز خواهم ماند

تنها تو يادم کن

آنگاه در وجودت گم خواهم شد

و زورق قلبم  را به دست بادبان عشقت خواهم سپرد