اخه چرا من؟
مگه بهم بدنکرده؟
مگه ترکم نکرده؟
مگه آزارم نداده؟
مگه خیانت نکرده؟
مگه به عهدش پایبندبود؟
مگه سرقولش وایساد؟
مگه دوسم داشت؟
مگه باهام صادق بود؟
مگه هیچوقت فهمیدمنو؟
مگه درکم کرد؟
خب من بایدازش متنفرباشم دیگه آره؟
بایدبه خونش تشنه باشم دیگه؟
پس چرابازشمارشو تو گوشیم میبوسم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرابازم منتظرشم........
چراچشم به راهشم..........
چرادلم هواشومیکنه؟؟؟؟؟؟؟
انقدواسش تنگ میشه که بلندمیگم:آخ........
چراعاشقونه های هرکیومیخونم اشکم بایددربیاد...........
چراآدم نمیشم آخه.............
چرا..............
چرا...........................
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 22:6 توسط مبینا
|
سلام از این که به من سر زدین ممنون من مبینا هستم و دوست دارم از خوندن مطالبم لذت ببرین